چندی پیش، به اتفاق خانواده از تورنتو به هتل جیدبلیو ماریوت روسو (JW Marriott The Rosseau) در مینت رفتیم. منظرهٔ دریاچه و طبیعت اطراف، سفر را دلپذیر کرده بود. با این حال، طول راه و تراکم پایین سکونت در اطراف هتل، پرسشی را برایم پیش آورد: ادارهٔ چنین مجموعهای، آن هم در زمستانهای سرد ماسکوکا، چگونه ممکن میشود و مردم منطقه چه سهمی از رونق آن دارند؟
بخش عمدهٔ راه را در بزرگراه ۴۰۰ طی کردیم و بعد وارد راههای محلی شدیم. رسیدن به اینجا هم وقت میخواهد و هم هزینه. طبیعت زیبا و امکانات هتل برای مسافر جذاب است، ولی همهٔ خانوادهها امکان چنین سفری را ندارند. همین فاصله میان جذابیت یک مکان و امکان استفاده از آن، برای من که به شهر و زندگی مردم فکر میکنم، جای تأمل دارد.
روسو در کنار دریاچهای به همین نام ساخته شده است. این محل پیش از هتل امروز هم سابقهٔ پذیرایی از مسافران را داشته؛ اقامتگاه پینتون هاوس در سال ۱۸۹۴ در همینجا افتتاح شده بود. مجموعهٔ جدید با ۲۲۱ واحد اقامتی در دو ساختمان، در سال ۲۰۰۹ به بهرهبرداری رسید. بودجهٔ اولیهٔ ساخت آن حدود ۱۳۵ میلیون دلار کانادا برآورد شده بود. این چند عدد، اندازهٔ سرمایهگذاری در چنین مکانی را نشان میدهند. [۱، ۲، ۳]

نمای ماهوارهای مجموعهٔ روسو و ساحل پیرامون آن در نقشههای گوگل (Google Maps)؛ تصویر صفحه در ۷ اکتبر ۲۰۲۶ ثبت شده است. تاریخ تصویربرداری ماهوارهای در این نما مشخص نیست.
Google Maps · Imagery ©2026 Airbus, CNES / Airbus, Maxar Technologies · Map data ©2026
شیوهٔ مالکیت مجموعه هم جالب است. روسو با الگوی «کاندوهتل» ساخته شده است؛ یعنی واحدها میتوانند مالکان جداگانه داشته باشند و برای اقامت مهمانان در اختیار هتل قرار بگیرند. پس نام ماریوت بر سر در آن، به معنای مالکیت تمام مجموعه نیست. [۲، ۳]
داخل هتل، امکانات اقامت و منظرهٔ دریاچه برای مهمان فراهم است. اما وقتی از دید شهرسازی به آن نگاه میکنم، توجهم به بیرون از مجموعه هم میرود. کارکنانی که این خدمات را فراهم میکنند کجا زندگی میکنند؟ آیا شغلشان در تمام سال ادامه دارد؟ و کسبوکارهای اطراف تا چه اندازه از حضور این مهمانان بهره میبرند؟

مسیر نمونه از مرکز تورنتو تا هتل روسو؛ حدود ۲۲۴ کیلومتر. این نقشه بازسازی مسیر واقعی سفر نیست.
راه و زندگی بیرون از هتل
البته راههای منطقه علاوه بر مهمانان هتل، به ساکنان و گردشگرانی که برای استفاده از طبیعت به اینجا میآیند نیز خدمت میکنند. [۴، ۵، ۶]
البته حساب شبکهٔ راههای منطقه را باید از شاخهٔ ورودی هتل جدا کرد. این راه هم از قبل وجود داشته، ولی در سال ۲۰۰۹ دولت کانادا برای بهسازی نزدیک به یک کیلومتر آن، ۴۱۰ هزار دلار کمک اعلام کرده است. این مبلغ، سقف کمک اعلامشده بود و آن را نمیتوان هزینهٔ نهایی پروژه دانست. [۷، ۸، ۹]
بهسازی راه میتواند به مردم، کارکنان و دیگر استفادهکنندگان منطقه هم کمک کند. مسئله برای من این است که وقتی پول عمومی خرج میشود، منفعت آن چگونه به زندگی مردم میرسد. نگهداری راه در زمستان، برفروبی و خدمات ضروری هم هزینه دارند. برای داوری منصفانه، باید سهم مالیات و عوارض مجموعه را در کنار این هزینهها دید.
دربارهٔ کارکنان، آگهی استخدام هتل در پاییز ۲۰۲۵ نکتهای داشت: اسکان مشترک و سرویس رفتوآمد، هر دو با پرداخت هزینه، پیشبینی شده بود. [۱۰] این موضوع تا اندازهای به پرسشم پاسخ میداد، اما هنوز نمیدانستم پس از پرداخت هزینهٔ مسکن و رفتوآمد، چه درآمدی برای کارکنان باقی میماند. برای کسی که قرار است در این منطقه کار و زندگی کند، این پرسش کماهمیت نیست.
البته هتل میتواند برای مردم شغل ایجاد کند و به فروشگاهها و ارائهدهندگان خدمات رونق بدهد. این دستاورد را باید دید. به نظرم، در کنار تعداد شغلها باید از دوام و کیفیت آنها هم پرسید. کاری که درآمدش هزینهٔ زندگی در همان منطقه را تأمین کند، با کاری که فقط چند ماه از سال وجود دارد، تفاوت دارد. برای قضاوت دربارهٔ وضعیت روسو به اطلاعات بیشتری نیاز داریم؛ آنچه از یک سفر میبینیم، همهٔ زندگی منطقه را نشان نمیدهد.
یاد نوشتههای قبلیام افتادم
در بازدید از واشنگتن هم با پرسشی نزدیک به این روبهرو شده بودم. محلهها نوسازی میشدند و فعالیتهای تازه رونق میگرفتند، ولی ماندن در همان محله برای بخشی از ساکنان قدیمی دشوارتر میشد. در نوشتهٔ «اعیانسازی واشنگتن دیسی» به همین تغییر پرداختم. روسو وضع دیگری دارد و نمیتوان آن تجربه را عیناً به اینجا نسبت داد؛ اما پرسش از سهم ساکنان در هر دو جا برایم مهم است. [۱۱]
در نوشتهٔ رصدخانه در ریچموند هیل، دیدن درختان بریدهشده در مسیر روزانهام مرا به فکر بهایی انداخت که طبیعت برای توسعه میپردازد. آنجا به یک نکتهٔ مثبت هم اشاره کردم: مردم همچنان میتوانستند به رصدخانه و مسیرهای جنگلی دسترسی داشته باشند. [۱۲]
در «توسعه بندرجمعه (Friday Harbor) در شمال تورنتو» هم از مداخلهٔ گسترده در طبیعت و قطع درختان برای ساخت مجموعه و اسکلهٔ مصنوعی نوشته بودم. پرسشم این بود که طبیعت چه بهایی برای این توسعه میپردازد و چه کسانی از آن بهره میبرند. به نظرم، چنین مجموعهای بیش از آنکه جایی برای زندگی روزمره و گردشگری همگان باشد، به محلی برای سرمایهگذاری و خانهٔ دوم گروههای پردرآمد تبدیل میشود. [۱۳]

رنگینکمان بر فراز دریاچهٔ روسو در ۲۲ اوت ۲۰۰۹. تصویر، زمینهٔ طبیعی منطقه را نشان میدهد و مستند سنجش کیفیت محیطزیست نیست.
در روسو نیز دریاچه و طبیعت اطراف، بخش مهمی از جاذبهٔ سفر است. اگر این زیبایی آسیب ببیند، خودِ گردشگری هم چیزی را از دست میدهد که مردم را به اینجا میکشاند. به همین دلیل، حفاظت از آب و پوشش گیاهی و توجه به مصرف منابع، باید همراه توسعه باشد. سابقهٔ قدیمی گردشگری در این محل را باید در نظر گرفت، ولی این سابقه بهتنهایی هر اندازه گسترش تازه را توجیه نمیکند.
دسترسی مردم به طبیعت هم برایم مهم است. آیا کسانی که توان اقامت در چنین هتلی را ندارند، امکان مناسبی برای استفاده از دریاچه دارند؟ پاسخ به این سؤال به شناخت راههای دسترسی و حقوق عمومی نیاز دارد. وجود ساحل هتل، بهتنهایی ثابت نمیکند که حقی از مردم گرفته شده است؛ با این حال، توجه به دسترسی همگانی از وظایف مدیریت منطقه است.
سفر روسو برای ما خوشایند بود. در کنار لذت سفر، این پرسش برایم باقی ماند که رونق چنین مجموعهای چه تغییری در زندگی مردم اطراف ایجاد میکند. دوست دارم وقتی از موفقیت یک پروژهٔ گردشگری میشنوم، از کار و درآمد جامعهٔ محلی و مراقبت از طبیعت آن هم بدانم. به گمان من، ارزش چنین توسعهای را باید در زندگی مردم منطقه هم بتوان دید.





دیدگاهها